زمستان در اروپا – جنگ روی صخره ها


یادداشت سردبیر: War on the Rocks اخیراً یک سریال Warcast 8 قسمتی برای اعضا منتشر کرده است که درباره تأثیر جنگ اوکراین بر سیاست اروپا و اقتصاد اروپا است. سریال، “زمستان در اروپا”، برای اعضا در دسترس است. برای گوش دادن به کل سریال لطفا در نظر بگیرید پیوستن به برنامه عضویت ما. ما به زودی محتوای جدید فقط برای اعضا داریم که از ماه نوامبر با «اقتضای روسیه با مایکل کوفمن»، یک پادکست دو هفته‌ای درباره ارتش روسیه آغاز می‌شود.

اروپا زمستان سختی را پیش رو دارد، اما حمایت از اوکراین همچنان قوی است. جنگ روسیه بسیاری از چالش‌هایی را که این قاره قبلاً با آن مواجه بود، از اختلافات داخلی در اتحادیه اروپا تا وابستگی عمیق به انرژی روسیه، برجسته کرده است. حتی با وجود اینکه این راه‌حل‌های جدید برای خود مبادلاتی ایجاد می‌کنند، فوریت تازه‌ای را به جستجوی راه‌حل‌ها اضافه کرده است. تا به امروز، رهبران اروپایی به سرعت برای کاهش بدترین بحران انرژی حرکت کرده‌اند، اما هنوز نتوانسته‌اند به طور کامل نگرانی‌های شهروندان خود را برطرف کنند. آنها همچنین مجبور شده اند به سرعت در موقعیت نظامی خود تجدید نظر کنند و فرصت های جدیدی را برای آمریکا ایجاد کنند تا به تقویت دفاع قاره کمک کند.

این، حداقل، اتفاق نظر کارشناسانی بود که به سریال Winter in Europe Warcast مخصوص اعضای ما پیوستند. در حالی که بسیاری در واشنگتن تعجب می کنند که همبستگی اروپا در ماه های آینده چگونه خواهد بود، ما تعدادی از ناظران را در این قاره گرد هم آوردیم تا تحولات سیاسی و اقتصادی اخیر را ارزیابی کنند و به ما بگوییم که آنها برای آینده جنگ در اوکراین چه معنایی دارند. در این گفتگوها، آنها اعتقاد خود را انتقال دادند که همبستگی سیاسی اروپا در زمستان جان سالم به در خواهد برد، حتی اگر دولت‌ها برای تسلط بر افزایش قیمت انرژی تلاش کنند. علاوه بر این، آنها همگرایی فزاینده در تفکر امنیتی بین اروپای شرقی و غربی، و همچنین بین اروپا و آمریکا را توصیف کردند. آنها پیشنهاد کردند که نتیجه این است که دفاع تقویت شده اتحادیه اروپا و همکاری قوی تر ترانس آتلانتیک اکنون بیش از هر زمان دیگری سازگار است.

به گفته ایان لسر، قیمت بالای انرژی «مسئله شماره یک در سراسر اروپا» است، اما البته «همه کشورها در یک قایق نیستند». آنها نه تنها در میزان وابستگی مستقیم به گاز و نفت روسیه، بلکه در نحوه واکنش دولت‌هایشان و، مهم‌تر از آن، نحوه برخورد سیاسی رای دهندگانشان با این موضوع، متفاوت هستند. با پرداخت «قیمت‌های خارق‌العاده» «ده یا دوازده برابر» نسبت به یک سال پیش، «هنوز حکم در مورد اینکه آیا اروپا می‌تواند اقدام خود را برای داشتن یک سیاست منسجم‌تر انجام دهد، وجود ندارد».

برای مثال، در بریتانیا، دیوید لارنس نسبت به “زمستانی پر از نارضایتی، که در آن قطعی انرژی رخ داد، که در آن بازنشستگان در خانه های خود تا حد مرگ یخ می زنند” هشدار داد. اما او استدلال کرد که اگر این اتفاق بیفتد، مردم سیاستمداران خود را مقصر می‌دانند نه جنگ. سیاست‌های بریتانیا در قبال اوکراین «هیچ تأثیری بر موضوع انرژی ندارد». او توضیح داد که این پیوند «معنی ندارد» و «احساس عمومی در اینجا نیست». هر دو حزب بزرگ سیاسی همچنان از اوکراین حمایت می کنند و در سراسر کشور به موضع بریتانیا در قبال جنگ “غرور زیادی” وجود دارد.

در مقابل، در آلمان، ترس از کمبود انرژی در زمستان با نگرانی‌های بیشتری همراه شد که این امر می‌تواند باعث ایجاد «خستگی همبستگی» در اوکراین شود. اولریکه فرانکه توضیح داد که دولت فعلی، ائتلافی از سوسیال دموکرات ها، سبزها و دموکرات های آزاد، در تلاش است تا به مردم کمک کند تا قبض های خود را پرداخت کنند و در عین حال انگیزه هایی برای کاهش مصرف انرژی ایجاد کند. انتخابی آگاهانه برای اولویت دادن به خانوارها بر صنعت انجام داده است، حتی اگر این امر منجر به بدهی بلندمدت و کاهش تولید صنعتی شود. یکی از نتایج این بحران «بازگشت دولت» بوده است. دولت «بسیار بیشتر درگیر اقتصاد» است و یک تولیدکننده انرژی قبلاً «کم و بیش ملی شده است».

دولت فرانسه، با کمک نیروگاه های هسته ای این کشور، به دنبال حفظ «سپر مالی» است که از شهروندان در برابر قیمت های بالاتر انرژی محافظت می کند و در عین حال «به شیوه ای نسبتاً شفاف ارتباط برقرار می کند» تا رأی دهندگان را برای زمستان آینده آماده کند. به گفته تارا وارما، این امر کمک کرده است تا اطمینان حاصل شود که همبستگی برای اوکراین “از بین نمی رود.” این امر در رسانه ها به عنوان محور اصلی باقی می ماند و منعکس کننده احساس قوی حمایت در میان مردم است.

ایتالیا، به نوبه خود، به عنوان “یکی از بزرگترین واردکنندگان گاز روسیه” در میان “در معرض ترین کشورها” در بخش انرژی قرار داشت. اما به گفته فدریکو سانتی، دولت “به سرعت به سمت تنوع بخشیدن” حرکت کرد و واردات گاز روسیه را با موفقیت به تقریباً یک سوم آنچه قبل از جنگ بود کاهش داد. در حالی که اکثریت رای دهندگان ایتالیایی از اوکراین حمایت می کنند، «این نسبت کمتر از آن چیزی است که در جاهای دیگر می بینید» و بخش قابل توجهی از رای دهندگان متقاعد شده اند که «ایتالیا نباید درگیر شود و بهای جنگ شخص دیگری را می پردازد». با وجود این، سانتی استدلال کرد، دولت جدید ایتالیا “مواظب بوده است که خط اتحادیه اروپا و ناتو را بسیار نزدیک کند” و بعید است که مسیر خود را تغییر دهد.

به طرز متناقضی، بحران کنونی آگاهی «عاطفی‌تری» در مورد وابستگی خطرناک ناشی از معاملات انرژی با دولت‌های مستبد ایجاد کرده است و در عین حال دولت‌های اروپایی را تحت فشار قرار می‌دهد تا به هر قیمتی به دنبال معاملات جدید باشند. اریکا سولومون توضیح داد که در «مقابله کنونی برای انرژی»، رهبران اروپایی «در سرتاسر جهان پرواز می‌کنند تا قراردادها را تضمین کنند» حتی اگر این به معنای دیدار از رهبران سرکوبگر مانند الهام علی اف آذربایجان باشد. سیاستگذاران “اکنون قیمت واقعی گاز روسیه را می بینند” اما این با وحشت فعلی آنها جبران می شود. نتیجه این است که مایل به انجام هر کاری که برای گذراندن زمستان لازم است و سپس مقابله با پیامدهای سیاسی و اقلیمی در ادامه راه هستیم.

انرژی همچنین یکی از مسائلی بوده است که موجب تنش بین کشورهای شوروی سابق یا پیمان ورشو در اروپای شرقی و بقیه قاره شده است. بحران کنونی، به قول سلیمان، منجر به “کمی “من به شما گفتم”” به ویژه از لهستان و همچنین از کشورهای بالتیک شده است. در نتیجه، آنها اکنون احساس قدرت می‌کنند که رهبران سنتی اروپایی مانند فرانسه و آلمان را به انجام کارهای بیشتر سوق دهند، و اساساً به آنها می‌گویند: «ما دیدیم که این اتفاق می‌افتد و شما این کار را نکردید و اکنون از شما می‌خواهیم سلاح بفرستید و باید قدم بردارید و بیشتر از آن انجام دهید.»

از دیدگاه اوکراین، کمک نظامی اروپا “احساس و قدردانی می شود.” اما، به گفته یوگنیا گابر، دیپلمات سابق، «ما خیلی دیر شروع به دریافت این کمک کردیم» و «سرعت تدارکات» گاهی کمتر از آن چیزی است که می‌توانست باشد. بنابراین قدردانی از حمایت اروپا با این واقعیت خنثی می‌شود که «اگر قبلاً همان کمک‌ها را دریافت می‌کردیم، تلفات کمتر و قربانیان کمتری خواهیم داشت».

در مورد نگرانی‌ها در مورد خستگی همبستگی، گابر خاطرنشان کرد که «روسیه حتی زمستان را به سلاح تبدیل می‌کند» در تبلیغات خود با گفتن اینکه مردم در ماه‌های آینده برق نخواهند داشت. آیا کار خواهد کرد؟ در کشورهای سابق پیمان ورشو این درک وجود دارد که برای دفاع از این قاره باید بهایی پرداخت و هیچ مشکلی در این زمینه وجود ندارد. او امیدوار بود که در بقیه اروپا، سیاستگذاران متوجه شوند که انتخاب واقعی بین «پرداخت سکه در حال حاضر یا پرداخت بیشتر بعد از تهاجم بیشتر روسیه» است.

در واقع، در سراسر اروپا، رهبران و رای دهندگان به طور یکسان در حال بازنگری در رویکرد خود برای دفاع نظامی به طور گسترده تر هستند. همانطور که فرانکه توضیح داد، آلمان Zeitenwende، یا “چرخش زمان” به این معنی است که این تصور وجود دارد که “ما در حال ورود به قلمرو جدیدی هستیم، همه چیز تغییر کرده است، ما نمی توانیم به گذشته برگردیم و باید به این موضوع واکنش نشان دهیم.” جایی که زمانی این احساس وجود داشت که «حتی نباید در مورد سیاست دفاعی صحبت کنیم»، اکنون «مردم متوجه می‌شوند همه چیز مربوط به ارتش بد نیست».

در نتیجه، پس از چندین دهه بحث بر سر حاکمیت اروپا، تهاجم به اوکراین به طور همزمان وحدت فراآتلانتیک و اروپا را تقویت کرده است. آگاهی تازه‌ای وجود دارد که حمایت و رهبری ایالات متحده برای دفاع اروپا بسیار مهم است، بلکه اروپایی‌ها باید ظرفیت خود را برای اقدام جمعی افزایش دهند. در این راستا، اتحادیه اروپا و ناتو در هماهنگی واکنش خود به خوبی با یکدیگر همکاری کرده اند، در حالی که اقدامات بیشتر مانند افزایش هزینه های نظامی و گسترش پایگاه صنعتی دفاعی اروپا می تواند به طور همزمان هر دو نهاد را تقویت کند. وارما خاطرنشان کرد که پیوستن فنلاند و سوئد به ناتو در حالی که دانمارک به دفاع مشترک اتحادیه اروپا پیوست، سازگاری این دو رویکرد را بیشتر نشان داد. در مورد چین نیز، فرانکه استدلال کرد که جنگ «آلمان و اروپا را کمی بیشتر به سمت موضع ایالات متحده سوق داده است» با نشان دادن این که «دولت های اقتدارگرا واقعاً همراهان بدی هستند». با توجه به اینکه فرانسه به طور خاص به فشار برای حاکمیت اروپا ادامه می‌دهد، اکنون فرصتی بی‌نظیر برای واشنگتن وجود داشت تا به طور سازنده بدون «تحقیر» این تلاش‌ها یا «آزار» از آن‌ها وارد تعامل شود.

با نگاهی به چند ماه آینده، ناظران مطمئن هستند که اروپا در این راه حل خواهد شد. سختی ها واقعی هستند، اما اعتقادات سیاسی که مردم با آن روبرو خواهند شد نیز واقعی هستند. این بدان معناست که با رهبری خردمندانه، قاره همچنان می تواند قوی تر و متحدتر از این بحران بیرون بیاید.

نیکلاس دانفورث سردبیر War on the Rocks است. او همچنین عضو ارشد مدعو در بنیاد یونان برای سیاست خارجی و اروپایی (ELIAMEP) است. او نویسنده است بازسازی ترکیه جمهوری خواه: حافظه و مدرنیته از زمان سقوط امپراتوری عثمانی.




دیدگاهتان را بنویسید